شناسه خبر : 46662
تعداد بازدید : 178
تعداد نظرات : 0 نظر
تاریخ ارسال : ۱۰ دی ۱۳۹۵ - ۲:۲۲ ب٫ظ
ویژه ها

گور خوابی و سیاست بازی!

آخرین خبر اینکه دیگر نمی¬گذارند گور خوابها در گور بخوابند.البته پیامد نامه فرهادی می¬تواند به بدتر شدن وضع شان و در بدری بیشتر و یا شاید به جای گرمی برای بی خانمانان بیانجامد اما درد من درد دیگری است.

گور خوابی

اختصاصی مرداد -سرویس سیاسی / احمد میراحسان : هیچ تمایلی به شرکت در یک بازی وانموده ها و سناریوی سیاسی و بازارگرمی انتخاباتی ندارم اما فرهادی مقوله دیگری است ، هشدار به او ،نقد رفتار او در عمل اجتماعی و امرسیاسی برایم چشم پوشی  ناپذیر است.اگر حضرات قالیباف،زاکانی ،مولاوردی،رضایی ،سروری،حتی رئیس جمهور ، بنا به پست سیاسی ، انگیزه های سیاسی ، منافع سیاسی و جناحی و دفاع از قدرت خود و جریان خود، سخن دیپلماتیک درباره بی خانمان برزبان رانند ، اگر گورخوابی به سوژه ای برای سیاست بازی دیگر بدل شود ،آن را به حساب همه سیاست بازی هایی می­گذارم که در تمام دنیا ،سیاستمداران با درجه هوشی در حد یک مارمولک می پندارند، توانسته اند با این نمایش های یاوه ملت ها ،متفکران ،مردم و منتقدان جدا از قدرت خواهی مرسوم سیاسی را برای همیشه بفریبند و امر خود را پیش ببرند.آنها خاموشی یابی اعتنایی ،یا بی ارزش شمردن این بازی را از سوی اهل فهم و بینایی بدجوری فهم می­کنند ،زیرا کژ فهمی میراث همه قدرت پرستان تاریخ بشری است و حجاب نفس و آزشان اجازه ادراک شفاف و روشن حقیقت را به آنها نمی­دهد .اما این رفتار از  سوی یک هنرمند مدعی حسم مسئولیت اجتماعی ،واقعا تکان دهنده و حتی منزجر کننده است.

پرسش آن است که چرا فرهادی را متهم به یک بازی از جنس بازی آقای مثلا زاکانی کنم؟

زیرا لازم نبوده که شهروند از گورستان شهر یا گور خوابی خبر دهد ،تا اصغر فرهادی پی ببرد در کشورش چه بحران ها و مصائب و انجمنهایی وجود  دارد.اگر هر سیاستمدار یا او نیازمند به گزارش شهروند باشد تا در ۸ یا ۹ دی ۱۳۹۵ کشف کند که در ایران بی خانمانانی کارتن خواب یا گورخواب (چه فرق می­کند جز تصویر سینمای جذاب تر دومی!!!) وجود دارند تا شرمسار شود،اصلا اسم شان را می­شود آدم گذاشت؟تازه این فقر و بی خانمانی تنها از وجه نمادین اش می­تواند تکان دهنده باشد،اگر در  تمام این سالها چپ و راست نیز آقای فرهادی به جای دغدغه زندگی پر محنت میلیونها ایرانی و کار و تلاش جهت فهم و رفع آن ،در فضای گرم و نرم زندگی خود لمیده و در این رنجها عملاً شریک نبوده و از آن برای قدرت و شهرت و ثروت ،کسب موفقیت های سیاسی و هنری و جشن و سرور سود برده اند،باز اسم شان را می­شود آدم گذاشت؟با کدام از خود گذشتگی این حضرات و دوستان قدرتمند شان این تریلیاردرها و رفقای مشهورشان ،چیزی چشمگیر از ثروت و مکنت و کار و زحمت و نام شان را برای تدارک سر پناهی جهت بی خانمان و انبوه مردم ابرومند که وضعی بهتر از بی خانمان ها و ندارها ندارند،هزینه کرده اند.

آهان!یادم رفت که میراث شوم انقلابیگری استالینی که در شبه روشنفکری ما و سیاستمدارهای ما ریشه دارد،از این حرفها فقط سود می­برد برای نام و جاه که حرام است.برای مردم کار می­کرد که باید از اینها استفاده کرد برای سرنگونی حکومتها و برانگیختن مردم در جهت منافع سیاسی خود.(همان طور که در سال ۸۸ چپ و راست همین کار را کردند و کسی در فکر حقوق و آزادی های مردم نبود!)

آقا من دلم پر است .یک بار گفتم چرا وقت انتخابات و برای آقای فرهادی وقت و زمان نزدیکی های جایزه اسکار این اداها اهمیت می­یابد؟

من حق دارم باور نکنم و شک کنم و کمی مطمئن باشم سرنوشت مردم و ایران و دین و اسلام و حتی انقلاب برای دسته های مختلف مدعی این بازی اهمیت چندانی ندارد.چرا؟

در وهله اول به سبب آن که ،هیچ کس نمی­خواهد منصفانه به علل واقعی این وضعیت به طور جامع بیاندیشد و آن را ابزاری جهت محکوم کردن رقیب، نمایش و show off  و پز مردم دوستی دادن کرده­اند و به  اینهمه مصائب نمی­اندیشد .اگر کسی متفکرانه و مسئولانه بیاندیشد فدر این وضعیت هولناک جهانی ،فریب جایزه اسکار را نمی­خورد که درنده ترین افراد مسئول آدمکشی و گرسنگی جهان و مردم خاورمیانه و مردم ایران،اولین متهم مستند مشکلات اقتصادی اجتماعی ما طی چند سال اخیر و بویژه طی ۳۷ سال اخیر هستند و فسادسیستماتیک داخلی و سرمایه داران انگلی و ضد تولید و مدیران خائن و ناجوانمرد و قشر ممتاز و نومانکلاتو رای ایرانی چیزی بیشتر از ابزار این نظم جهانی منحوس و بغایت ارتجاعی سرمایه داری متاخر و دهشت بار جهانی نیستند که در نمایش  خاورمیانه ای نقش خود را بازی می­کنند و در ایران کاخ های میلیاردی و زندگی وحشیانه اسراف آمیز و طفیلی مآب شان را بر ویرانه های رنجها و مصائب مردمی بنا کرده اند که از مشروطه تا امروز تنها درخواست شان فراهم آوردن امکان رشد و آزادی و استقلال و پیشرفت شایسته ای بود که ملتی باهوش و با توانایی و روح بزرگ و منابع لازم حق دارد به آن دست یابد و مقامی را در جهان احراز کند که نه مقام بردگان و نوکران از نوع وایستگان لیبرال نما اردوغانی و شیوخ عرب و شاهزاده قطری است که پول فیلم آقای فرهادی را با اهداف و نیّات آشکار ضد ایرانی تامین می­کند،که مقام زایشگر و مولد و رشید مردمی مستقل است.و چه کسانی طی قرن اخیر و نزدیک چهار دهه بعد از انقلاب با همه زورشان وحشتناک ترین مصائب را بر ما تحمیل کردند.همین ها! همین نظام جهانی ، با رهبری آمریکا ،همین روسیه سالها تحریم و بایکوت و امضاء بر اسناد دروغین شورای امنیت دال بر تولید سلاح هسته ای ،همین نولیبرالیسم مفلوک نوکر ذهنی ،روانی و عملی و سرمایه داری وحشی جهانی ،همین شبه روشنفکری بی چیز و نیست انگار که خواب نوکری آمریکا را می­بیند و ذره ای در او حس داشتن خانه و مسئولیت خانه و آبادانی خانه خود وجود ندارد،و بالاتر از همه مجموعه آنان که به اسم خدا،اسلام ،عدالت،حق ،دوستی با مردم،وعده های خدمتگزاری، رویاها و آرمان های مردم بزرگ را به سوی خود معطوف کردند ،خود را پیرو راه امام (ره) معرفی کردند و از اصول گرا و اصلاح طلب شان ،از انقلاب مردم و قدرت به سود تشکیل یک طبقه ممتاز نوکیسه مرفه سوء استفاده کردند و بعد به جای دهها هزار کارگاه تولیدی بومی در شرایط جنگ با دشمن ،به نابودی چای و دام و آب و کارهای تولیدی مستقل و برنج  و چغندر و تولید کفش و پوشاک و … دست زدند و چشم به لطف همان اربابان نشستند و مردم را در بیکاری و فقر و دربدری رها کردند .البته من هرگز آدم هایی را که از ته دل دلسوز بودند ،مثل مردم زندگی کردند ،از هوش و تخصص و پیشنهادهای خود برای رهایی ز این همه فشار سود جستند و همواره صمیمانه نگران بودند به سادگی زیستند ،چه اصول گرا ،چه اصلاح طلب چه مسلمان چه سوسیالیست ،چه روشنفکر ،چه کمونیست ،چه آزادی خواه ظلم ستیز ، با سوء استفاده کنندگان پر ادعا یکی نمی دانم شیوه زیست و عمل این دسته چه اصولگرا باشند چه اصلاح طلب ،چه روشنفکر چپ یا لیبرال یعنی همه آنان که آگاهانه به ارزشهای پیشرفت ایرانی آباد و آزاد و رشد مردم واقف بوده اند،ربطی به شیوه زندگی قشر ممتاز نوکیسه ندارد،ربطی به مسئولان روشنفکران بی مسئولیت و ویرانگر و سوء استفاده چی برای ثروت و شهرت خود ندارد.ربطی به کسانی ندارند که جاده صاف کن شیطان بزرگ اند و از ازدواج نفرت انگیز قدرت و سرمایه داری طفیلی ضد تولید و قاچاقچی و و رانت خوار و مملکت بر باد ده ،قشر ممتاز شهر خوار ،آدمخوار و ایران خوار چون حرامزاده ای متولد شده اند .بر بستر این بحران ساختی فساد،واقعاً این نمایش هندی و سیاست بازانه گور خوابی باور ناپذیر بلکه نفرت انگیز است.از هر سیاستمداری و بویژه از هنرمندان اهل نمایش و سینما این است علت خشم من از بازی و نمایش عوامفریبانه و هندی اصغر فرهادی !مردم ایران ابله نیستند!و من برای شعورم حرمت قایلم با من بازی نکنید!

دردناک و تلخ است و آدم هر لحظه از روز و شب درگیر این پرسش ویرانگر است که این نان و کوکوی سبزی و این جانپناه و خانه گرمی که من و فرزندانم در آن لمیده ایم ،نمی­تواند جایی برای پناه دادن دو بی خانمان باشد تا این شب را به صبح آوردند؟ با این سوال که صدها  وصدها هزار نفر چه می­کنند هم اکنون که نه گدا و کارتن خواب اند بلکه در خانه هایی زندگی می­کنند که از ظاهرشان هرگز حدس نمی­زنید که پولی برای خرید نان و سیب زمینی برای شام و ته جیب شان پول تو جیبی مختصری برای فرزندان شان که به مدرسه می­روند ندارند و قبض آب و برق و گاز انباشت شده و هشدار قطعی برق و تلفن به در چسبانده شده و …

می­دانم بسیاری از مرفهین که پول باد آورده دارند هرگز واقعا به این چیزها نمی­اندیشند ،اما هر آدم شریفی واقعاً ار این مصائب (که در بسیاری مواقع رنجهای خود او هم هست)درد می­کشد در این شکی نیست ،اما زندگی و عمل و کار و اندیشه هر کس گواه است که چه کسانی راست می­گویند و چه کسانی دروغ چه کسانی برای قدرت و نان و نام خود سنگ فقرا برسینه می­زنند و چه کسانی دردمندند….


اخبار مرتبط

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کليه حقوق اين سايت متعلق به خبرگزاری مرداد نیوز بوده و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلا مانع است.
بالا