شناسه خبر : 45044
تعداد بازدید : 335
تعداد نظرات : 0 نظر
تاریخ ارسال : ۲۵ آذر ۱۳۹۵ - ۴:۱۹ ب٫ظ
یادداشت
اختصاصی مرداد

فراستی! تو چون آدم بی ارزشی هستی که کسی با تو هم سخن نمی شود!

در ابتدا بگویم این نوشته را با همان روحیه هتاک فراستی می نویسم تا به او اثبات شود ،هجوم و حمله و تحقیر و دشنام کار بس آسانی است و آبرومندانه نیست و بهتر است برای نان در آوردن و شهرت راه دیگری را انتخاب کند .این متن یک دشنام گویی مجازی است برای آموزش و تربیت مسعود فراستی !

فراستی

اختصاصی مرداد احمد میراحسان : در ابتدا بگویم این نوشته را با همان روحیه هتاک فراستی می نویسم تا به او اثبات شود ،هجوم و حمله و تحقیر و دشنام کار بس آسانی است و آبرومندانه نیست و بهتر است برای نان در آوردن و شهرت راه دیگری را انتخاب کند .این متن یک دشنام گویی مجازی است برای آموزش و تربیت مسعود فراستی !

زمان قاجار – نوچه هایی بودند که به سبب زور پهلوانی  که پشت سرشان بود خود را پخی به حساب می آوردند ، حالا شده قصه ی فراستی و این صدا و سیمای حامی هر چه آدم هتاک!

قبل از اینکه به ترهات اخیر مسعود فراستی پاسخی  داده شود باید همه بدانند که او منتقد خوب را با فرد بی ادب و هتاک و پهلوان پنبه و دن کیشوت که وقیح بودن را با شجاع بودن بودن عوضی گرفته است . مسعود فراستی مجمع الامراض شبه روشنفکری ایرانی است . مهم نیست چه نقابی به چهره می زند، چپ و کمونیستی و کنفدراسیونی که ته آمریکایی اش به سازمان سیا وصل بود ، یا به نقل از زندانیان توّاب دروغین و پاچه خوار زندان اوین که ذره ای به آنچه وانمود می کرد و با آن دیگران را به هچل می انداخت ، باور نداشت و یک فرصت طلب بشمار می آمد یا پس از آزادی یک آدم آویزان به شهیدآوینی که حالا وانمود می کند، آوینی هر چه درباره سینما و هیچکاک و دفاع از خود و سینمای کلاسیک گفته حاصل آموزش ها و تلقینات او بوده ، و اگر هم راست بگوید او مسبب اشتباهات فاحش آوینی درباره سینما و درک از هیچکاک وفیلمسازی الهی وبرداشتی غلط از حقیقت فیلم شده است ،یا اوهمان کسی است که  وقتی  روزگاری مطلبی در دفاع از خانه دوست کجاست نوشت با کلی تمجید و کلی  لفاظی ، و هفته ای نگذشت که متوجه شد مواضع رسمی دوستان حزب اللهی اش وارونه و علیه کیارستمی است سپس بی خجالت شروع به وارونه گویی کرد و موضع  معکوس گرفت و انگار که او چند روز پیش تر مدافع فیلم  نبوده و حالا دشمن قسم خورده همان فیلم ! .او همان فردی است که سراسر عمرش و تمام نقدهایش شاهد اند که با تکرار چهار تا فرمول فیلمنامه نویسی و با تاخت و تاز و حمله بر اساس موضوع  و نقد مضمونی به فیلم ها و فیلم سازها  زندگی اش را سپری کرده و پول درآورده ، حالا ساز دیگری می زند و خود را مدافع فرم و ساختار وانمود می سازد در حالی که به اندازه یک دانشجوی سال اول رشته زیبایی شناسی سینما سواد ندارد و ازادراک علمی فرم و ساختارهیچ در چنته ندارد که در فضای مجازی هزاران نفر از او بهتر آن حرفها را می زنند و با سطحی نگری حیرت آور ، صرفاً به سبب پر رویی و پر مدعایی و هوچیگری و جنجال لفاظی ، نام خود را مطرح می سازد و مردم عامی و افراد ناپخته و جوان را فریب می دهد . البته با حمایت یک صدا و سیما  که جان می دهد برای به کارگیری این تیپ ها جهت سرکوب تفکر درست، نقد صحیح  و رواج مواضع سیاست بازانه و منفی !. فراستی خوب می داند میلیونها ایرانی که اهل فرهنگ و ادب و کلام و صحبت درست اند ! از حضور نامودب او منزجرند.او نیک می داند درک بسیار محدود و سطحی اش از سینما، چیزی میانمایه و ژورنالیستی است و تمام تاریخ آبرومند سینما و آثار مهمترین فیلمسازان و پیشروترین تجربه های قاعده ستیز و نوآور علیه فهم بازاری اوست .

***

 -تکنیک های هوچی گری مسعود فراستی ، بیش از چند فرمول نیست .

۱- استفاده از پلمیک و تخطئه و جدال و نفی گری های خیابانی که  میراث سالهای اول انقلاب و دعواهای جلوی دانشگاه است که درآن جز دشنام و خشونت کلی و تحقیر رقیب و نفی بی منطق طرف مقابل و جعلیات و کدهای تحریف شده و بی ارتباط به حقیقت و هیاهو چیزی رد و بدل نمی شد .

آن سالها همه از آن فرمول هایی که بت ذهنی شان شده بود ، فرق نمی کند سخن مارکس و لنین و استالین یا مائو و سمیرامین باشد یا جمله ای از شریعتی یا طالقانی یا هر کس دیگر،آن ها را حفظ می کردند و بر فرق سر مخالف خود می کوبیدند و فکر می کردند به صرف ردیف کردن کد ها و فرمول ها ،  حقانیت خود را ثابت توانند  کرد . امروز همین سنت مضحک به روش فراستی بدل شده است . یعنی سخن بی معنا و عوام فریبانه برای ارعاب و حمله و اختناق طرف مقابل به اسم نقد ! او درک غلطی از نقد و دیالوگ علمی دارد و آن را با خرده گیری و تحقیر یکی می داند.

۲- لفاظی ،ویژگی دیگر شبه روشنفکری هوچی بود که فراستی آن را ادامه می دهد .  لفاظی یعنی اینکه سخن شما تنها در کلمه ها و لفظ هایی که به کار می برید، مرعوب کننده باشد . یعنی بکوشید خود را بر حق جلوه دهید،به هر وسیله شده و کاری به حقیقت نداشته باشید، یعنی از سر باد هوا و باد  شکم حرف بزنید، و اصلاً کاری نداشته باشید این حرفها به واقعیت اصابت می کند یا نه . شما چیزهای کلی ردیف می کنید و در باره آن حرّافی می کنید و اصلاً مهم نیست ، این حرفها با واقعیت خود فیلم منطبق هست یا نه. مثلاً درباره کلیت و یا اجزاء یک فیلم ، از حرکت دوربین گرفته تا بازی خاموش چشم های بازیگر و تا فرایند پرداخت شخصیت می توانید درست عکس آن را با آب و تاب ادعا کنید ، بگوئید در فلان نما، حرکت دوربین چقدر بد بود ، فلان بازیگر ، اصلاً بازی بلد نبود و فیلم  شخصیت پردازی نداشت و آدمها تیپ بودند و … خوب اینها مشتی ادعاست که می تواند کاملاً غلط باشد . فراستی به جای ارجاع به جزئیات عینی فیلم و بیان مستدل و منطقی نادرستی جزئیات و کلیات، فقط لفاظی می کندو عوام را فریب می دهد ، بویژه کسانی که  فیلم ها را ندیده اند فریب لفظ پردازی  پوچ و زبان بازی و حرّافی او را می خورند .

۳- فراستی می گوید ، کسی جرات ندارد با او روبرو شود پس من با سوادترین آدم سینما هستم !!! و این هر دو دروغ است . اینهم نمونه ای از لفاظی و روش عوام فریبانه که به سبب بلاهت  متوجه ابلهانه بودن «استدلال» نیست و دیگران را چون خود خرفت! فرض کرده و چشم و گوش بسته  مزخرفاتش را باور کنند . هم او آدم کم سوادی است و هم عدم تمایل آدم های جدی با او علتی دارد که خواهم گفت و البته خود این ادعا نشانه احساس حقارت فراستی است. و گرنه کدام آدم داناست که ادعا کند از همه داناتر است !!!

نه تنها همه ، بلکه خود او خوب می داند که چه از نظر دانش عمومی ، در چه سطح نازلی  از نظر روشنفکری در روشنفکران در همین تهران قرار دارد و چقدر افراد داناتر از او ، با سواد تر ، تحصیلکرده و متخصص و ژرف نگر تر از او وجود دارند و از نظر دانش تخصصی هم حتی پاره ای از همین منتقدان امروزی مطبوعات از او با سوادتر  و روشن نگر تر و صاحب تشخیص های درست تری اند .

۴- اما علت عدم تمایل آدم های  حسابی و کسانی که سرشان به تن شان  می ارزد، به عدم گفتگو با فراستی، دلایل کاملاً واضحی دارد که  او خود را به نادانی می زند .

اول اینکه او فرد معتبر و خوشنامی نیست ، کسی او را جدی نمی گیرد . حضورش در رسانه برای او جلوه می کند، بسیاری همین حضور را گواه فرصت طلبی و دورویی و بی نشانه ای  از ابتذال او می دانند و حاضر نیستند با او دهن به دهن شوند ! چه کسی حاضر است با یک آدم بی ارزش هتاک همنشین شود !؟

چه کسی حاضر است با آدمی که برای به دست آوردن دل نیروهای صاحب قدرت ،درست سینماگران منتقد و روشنفکران علاقمند به ایران و از بین بردن فساد و فلاکت را می کوبد و پشتش به این و آن گرم است ! و نانش را بر تنور فرصت طلبی می چسباندو مجوز ایناینهمه گرد و خاک دارد ، دهان به دهان شود!!؟

دوم اینکه طرز صحبت فراستی نامحترم و وقیحانه است و کسی که خاطر خود را می خواهد حاضر نیست در معرض بادهای مسموم و بیمناک این شیوه سخن گفتگو چاله میدانی قرار گیرد.

سوم اینکه وقتی دیوانه ای در خیابان ، با کلام درشت و گستاخی و منطق ناپذیری شما را دعوت به محّاجه کند در حالی که فاقد هر منطق و حجیت صحبت می کند ، شما دعوتش را به هم سخنی می پذیرید؟ مسلماً نه !

چهارم اینکه دیالوگ یک تلاش متفکرانه و صادقانه دو سویه برای کشف حقیقت است ، وقتی یک طرف پشت سر هم حکم صادر می کند، دلیل نمی آورد ، تا بیایید به حرفی از او بپردازید و غلط بودنش را اثبات کنید، می پرد بر شاخ دیگر و تکنیک های گیج  کردن و عصبی کردن طرف مقابل و هوچی گری و غبار آلود کردن بحث را با اتهامات مدام و نفی گرایی پی در پی خوب آموخته و حرف حق برای او اهمیتی ندارد، به طرف مقابل گوش نمی کند، بی ادب است ، ادعاهای پوچ و نامدلل خود را مدام تکرار می کند ، آیا کسی مرض دارد وارد این جنگ عصبی شود؟! این صحبت عملی و نقد معقول  و عقلانی نیست بلکه شیوه سخن دیوانه هاست نه آدمی که سرش به تنش می ارزد. آدمی که سرش به تنش  می ارزد، دیوانه نیست که وارد جدل با مردی بی عقل و محقر شود! کسانی دوست دارند به نحو مسخره ای خود بزرگ بین  باشند و نفهمند یا خود را به نفهمی بزنند که چرا دیگران دوست ندارند با آنان همکلام شوند فراستی یکی از آنهاست.

***

۵- فراستی می گوید، افتخار می کند که فیلم را ندیده نقد می کند و درست نقد می کند ! می گویم دیوانه است باور نمی کنید و می گویید نه ؟ این افتخار دارد که ندیده آدم فیلم را نقد کند و بعد هم مدعی باشد درست نقد می کند ؟ چه کسی گفته این روش عقلاست و که گفته چنین نقدی درست است؟

۶- ممکن است بفرمائید از کجا نقد تو درست است ؟ این یک ادعا به شیوه یک آدم هوچیگر است .خود    می گوید «فرض بر اینکه من فیلم ها را نمی بینم و نقد می کنم، ولی همچنان نقدم درسته ، ندیده درسته، بله فیلم ها رو نمی بینم نقد می کنم حالا مردشین جلوم وایستین … »!!!

این بابا فکر می کند عرصه نقد، مجله بی کله ها و چاقو بدست هاست!!! مرد شین جلوم وایستین!!

او نمی بیند اینهمه آدم منطقی علیه بی منطقی او ایستاده اند و حرفش را قبول ندارند .

۷- کسی نیست به این فرد بگوید چرا یک هو احساس قلچماقی و قلدری به او دست داده  آیا وقتی ابلهی فیلم را نمی بیند و نقد می کند و مدعی است نقدش درست است ؟!! یعنی واقعاً نقدش درست است ؟ اینکه ادعای یک دیوانه بی منطق نیست؟!! تازه اینهمه آدم ها علیه چنین ترهاتی قد علم کرده و ایستاده اند و حرفت را نمی پذیرند ، مگر کوری ؟ اما اگر منظور  آن است که منتقدان با سواد و جدی کنار تو بنشینند و به این ترهایت گوش کنند ، کور خوانده ای هیچ آدم  محترمی  این حماقت را  نمی کند که به تو افتخار همه صحبتی بدهد ، زیرا کسی که منطق چاله میدانی دارد !! «مرد شین جلوم وایستین» منطق و فکر اوست، به اندازه کافی حماقت خود را فاش می سازد که نیازی به استدلال نیست  تا اثبات شود جلوی چنین آدم مریضی هیچ آدم سالم و متفکری نمی نشیند تا با او هم سخن  شود . بهتر است یکبار خود تمام نقدهایش را مرورکند ، کسی که به مبتذل ترین وجه به تم ها ی فیلم ها گیر داده و چون نگاه فیلمساز با نگاه ایدئولوژیک و تفاسیر چرند او متفاوت بوده ، این را دلیل بد بودن  فیلم ذکر کرده ،حالا ادعای نقد ساختاری می کند که به اندازه دو سطر نمی تواند سر حرف خود باقی بماند و یک پاراگراف سخن ساختار شناسانه جدی بر زبان رانده او تنها با هیاهو زنده است آیا چنین آدمی ارزش دارد کنارش بنشینی و با او حرف بزنی ؟!!! همین

***

فراستی هر جا که می آورد ،سعی می کند با سیاست بازی و اتهامات سیاسی به فیلم ، نظر قدرت مداران را جلب کند .

در پایان بگویم فراستی بیهوده می کوشد وانمود کند که دیگران تحمل نقد او را ندارند .او نقد را با بی انصافی و عدم عدالت در داوری ، یکسویه نگری ایجاد رعب و اتهام و جزمیت و خشک مغزی ، ویرانگری و ارعاب و ترور اثر هنری، هتاکی  و تحقیر و بد ذهنی و بی ادبی ،غیر منطقی بودن و سلیقه خود را به جای خرد و منطق جار زدن  و ارزش قائل نبودن برای استدلال و شنودن حرف طرف مقابل و پاسخ درست به آن ، عوضی گرفته است . و بدیهی است که رفتار نامودبانه ، روش های نامعقول و غیر منطقی و عصبی کننده در جدل، توهین  و هتاکی و زورگویی و انواع امراض ، تحمل کردنی نیست . نمی شود به بهانه نقد، چنگ و دندان نشان داد و عدم پذیرش این رفتار را به حساب عدم تحمل نقد معرفی کرد.

از فرط فقر فکری و دانش ، فراستی به دستاویزی کهنه و مستعمل می آویزد. و تصور می کند اگر یک پز منفی مطلق انگار بگیرد و خود را مخالف هر فیلم نشان دهد که سلیقه ای دشوار پسند دارد ، آدم مهمی جلوه می کند ، پس به بهانه این یا آن ایراد در یک فیلم  (ایراد  واقعی یا من در آوردی ) کل فیلم را بد می نامد و افتخار می کند که جسور است . اما هر آدم اهل دانشی می داند ، ناتوانی در تشخیص جامع یک اثر وروش و راه بچه های کودن و لجباز و منفی بافی سهل الوصول، نامش دانشوری و نقد شجاعانه و با سوادانه نیست، صرفاً عقده گشائی و تلاش برای پنهان کردن عقده حقارت خود است.

آقای مسعود فراستی ؛ این متن یک فحاشی حقیقی نبود ، نمونه ای بود از اینکه به تو عملا نشان دهد ،چه کار آسانی است عصبی کردن دیگران و با تبختر به بهانه صراحت لهجه، فضای ناراحت کننده ای در مکالمه نقادانه ایجاد کردن ، بدیهی است خود این نوشته مجازی ، نمونه نادرستی است از نقد! .که البته استدلال های منطقی متن هم تحت تاثیر بدزبانی ( که کار همیشگی توست ) از ارزش توجه فرو می افتد.امیدوارم روش ات را تغییر دهی و کمی مودب باشی و از راه دیگر نان بخوری!  والسلام !


اخبار مرتبط

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب محبوب

کليه حقوق اين سايت متعلق به خبرگزاری مرداد نیوز بوده و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلا مانع است.
بالا