شناسه خبر : 44336
تعداد بازدید : 117
تعداد نظرات : 0 نظر
تاریخ ارسال : ۱۷ آذر ۱۳۹۵ - ۱۰:۴۴ ب٫ظ
گزارش
نگاهی به رشد قارچ گونه ی فروشگاه های زنجیره ای در شهرستانها

مرگ فروشنده کوچک!

تا امروز بارها دیده ایم که مثلاً سی سال ، دست قاچاقچیان باز گذاشته شده که همدست قدرتمندان داخل حکومت بوده و در هر پایانه مرزی و گمرک افراد دولتی قدرتمندی را در استخدام داشته اند تا کانتینرهای کالای قاچاق را وارد کنند، بیلیاردها سود به جیب خود بریزند و تولید کنندگان مظلوم لباس و کفش و انواع کالاهای داخلی از تولید چای گرفته تا تولید قطعات صنعتی را ورشکست کنند

فروشگاه های زنجیره ای

اختصاصی مرداد – سرویس اقتصادی : رشد قارچ گونه فروشگاه های زنجیره ای و تجاری با تخطی از طرح جامع شهر در شهرستان ها که از عرصه قاچاق به قلمرو تجارت داخلی نقل مکان کرده با ارزان فروشی موقتی مردم را می فریبند  اما فاجعه بزرگی در آستین دارد :

فرار سرمایه از عرصه فعالیت تولیدی ، گام نهادن در عرصه کسب سود کاهلانه و آسان ،توسعه بیکاری ، ورشکست کردن کسبه  جزء ، خارج کردن پول از چرخش اقتصادی شهرها و توسعه بحران فقر شهری …

هر فرد آگاه به برنامه ریزی کلان اقتصاد انسان محور و عدالت خواه و تولید بنیاد می داند ، رها کردن سرنوشت فعالیت های اقتصادی به دست ، نیروهای اندک شمار آزمند سرمایه سالاری که تنها  به فکر انباشت جیب های  خود اند ، فاجعه بار است . آنها از قاچاق کالا گرفته تا بیرون کشیدن پول از عرصه های تولید، و تجارت پول و رباخواری پنهان در پوشش صندوق های اعتباری و اکنون تأسیس فروشگاه های زنجیره ای در شهرها ، خون شهر را می مکند، پول شهر را از شهر و توسعه شهری بیرون می کشند و شهر را می خشکانند . درباره رشد قارچ گونه فروشگاه های زنجیره ای در شهرستان این هشدار وجود دارد، اگر از منظر عوام از یک سو و از زاویه دید سرمایه داران مهار ناپذیری که مایل به سرمایه گذاری در تولید نیستند و از قاچاق گرفته تا رباخواری و تا ورشکست کردن هزاران هزار کسبه زحمتکش به کسب آسان سود عادت کرده اند، به پدیده ناهمگون فروشگاه های زنجیره ای در شهرستان ها و غیر کلان شهرها توجه کنیم ، این فروشگاه ها نماد توسعه شهری وانمود توانند بود !! اما دید عمیق تر خبر از یک فاجعه می دهد .

ظاهراً این فروشگاه ها نماد پیشرفت شهری اما در اصل – نشان رشد سرمایه داری پر هرج ومرج  انگلی اند . مسلماً یک وضعیت پر تناقض وجود دارد که برای هر کشوری و از جمله کشور ما ، خطرآمیز و دارای عواقب و پیامدهای بد خیم خواهد بود : تضادهای گفتارو کردار !

اینکه ما پُز شرکتهای دانش بنیان را بدهیم ، اینکه پُز بدهیم در دنیا  در فلان رشته مقام  فلان و در بهمان رشته مقام بیسار  را داریم ، اما در عمل صحنه ی زندگی واقعی ما در قلمرو فعالیت ها واقعی و عملی و اقتصادی ، جهالت بار، مغشوش ، بی برنامه و یا جزییاتی  پر هرج و مرج و کاملاً متناقض با شعارها ، گفتارها ، برنامه های مندرج در طرح های مکتوب و سخنرانی های کسالت بار و پر مدعا باشد . و افسار  را به دست بازی های  زیرکانه سود جویان  و نفع طلبان بدهیم .

بله این وضعی نومید کننده برای عموم خواهد بود. چه فایده ، در حرف شعار توسعه و پیشرفت بدهیم و در عمل  ناتوان از اقدامات برنامه ریزی شده برای تحقق واقعی پیشرفت با توجه به همه چالش های واقعی باشیم ؟  چه فایده ،  در سخنرانی ها  از رویکردی انسان گرا و عدالتخواه  سخن بگوییم  و اعمال ما ، در خدمت مناسبات آزمندانه و ضد انسانی سرمایه داری انگلی باشد ؟ چه فایده ما از اقتصادی تولید بنیادحرف بزنیم و هزار مانع بر سر راه فعالیت تولیدی برقرار کنیم و سرمایه ها را آزاد بگذاریم که در قاچاق ، رباخواری ، موسسات مالی حریص که با تجارت پول تریلیون ها دلار ثروت می اندوزند ، فعال شوند . در حالی که ناتوانی اقتصاد نفتی ، در حل بحران رکود توأم با تورم و از بین بردن نرخ رشد یابنده بیکاری، عیان است ، باز به همان روش کهنه ادامه دهیم  و بدتر از آن ، مدیریت های کلان کشوری و استانی  و شهری ؛ در خدمت همین اقتصاد بیمار تن پرور  و آزمند  و انگلی  باشد که با شبه تجارت  و مناسبات مریض تنها در فکر انباشت کیسه های خود هستند . پول هایی که به خارج سرازیر می شود  و نقشی در توسعه  مملکت ایفا نمی کنند . راستش ایران امروز ،شد کارخانه ی پولسازی سرمایه داری تجارت پیشه ی انگلی که آنقدر قدرتمند شده است که می کوشد در هر عرصه ای  که بوی سود می شنود وارد شود مثلاً هزاران هزار نفر از مردمی را که به کسب و کار مشغولند ورشکست کند و کسبه را از دایره رقابت بیرون پرت کند و وقتی خیالش راحت شد ،سپس کالا را به هر نرخی که می خواهد بفروشد . آنها راه فریب مردم را با ارزان فروشی موقتی خوب می دانند . اکنون به یک نمونه از جهل مدیریتی که به کمک رشوه و انواع رانت ها و مناسبات ، منافع نامشروع شخصی را بر منافع عمومی ترجیح می دهد و به اقتصاد نادرست و اغتشاش آفرین یاری می رساند اشاره می کنیم . اگر  نابودی خرده پاها و اقشار زیر متوسط به سود سرمایه داری انحصاری در آمریکا صورت پذیرفت منطقی بود اما در انقلابی با ادعای مردم دوستی و عدالت خواهی چرا ؟

در آمریکا باندهای مافیا و مواد مخدر در انباشت سرمایه نقش حیاتی داشت . آیا جمهوری اسلامی ایران این را می پذیرد ؟

در آمریکا سرمایه داری انحصاری در جهت ورشکستگی سرمایه های کوچک عمل کرد. در ایران این پذیرفته است ؟

تا امروز بارها دیده ایم که مثلاً سی سال ، دست قاچاقچیان باز گذاشته شده که همدست قدرتمندان داخل حکومت بوده و در هر پایانه مرزی و گمرک افراد دولتی قدرتمندی را در استخدام داشته اند تا کانتینرهای کالای قاچاق را وارد کنند، بیلیاردها سود به جیب خود بریزند و تولید کنندگان مظلوم لباس و کفش و انواع کالاهای داخلی از تولید چای گرفته تا تولید قطعات صنعتی را ورشکست کنند و بر خاک سیاه بنشانند. این طفیلی های سرمایه داری انگلی اگر یک سوراخ را می بندید، از سوراخ دیگر سر بر می آورند . امروز آیا کسی می پرسد، چرا سی سال به قاچاق کلان کالاها که کمر اقتصاد تولیدی را شکسته اجازه داده ایم آزادانه، هزاران هزار میلیارد حقوق بیت المال را به جیب خود سرازیر کند؟ چه دستهایی در کار بوده ؟ و آیا مسئولان این رفتار جنایت بار دستگیر شده اند و کسانی که همدست دزدان بوده اند به سزایشان رسیده اند؟ بهای ورشکستگی تولید داخلی را چه کسی پرداخته است ؟ ارقام نجومی سود از عرصه های غیر تولیدی  به نابودی نظام اقتصادی مولد کمک نکرده است ؟

آیا وقتی امروز ادعا تلاش برای رفع بیکاری میلیونها جوان است و در عمل به سبب بازگذاشتن دست سرمایه داری انگلی، رفتارهای انحصاری منجر به ورشکستگی باز هم بیشتر کسبه جزء می شود  چه کسی پاسخگو است ؟ و هیچ مرجعیتی وجود دارد که بگوید این رها کردن مملکت تا هر کس هر کاری که می خواهد بکند وبه سود کیست جز آنان که جیب خود را پر می کنند و این فاجعه بار نیست ؟

ما شعار مخالفت با سرمایه داری انحصارگرای ضد تولید را ادامه می دهیم و در عمل دست سرمایه را بازمی گذاریم به جای ورود به عرصه تولید در خدماتی که شغل هزاران کسبه جزء است وارد شود و لقمه را از دهان برباید . این یعنی چه ؟؟؟

آیا این سیاست با اهداف توسعه انسان محور و عدالت خواه آنهم در این دوران خطیر و بیکاری های عاصی کننده در تضاد نیست ؟

سخن گفتن درباره فروشگاه های زنجیره ای در شهرستان ها، ظاهراً ، بی معنی و عجیب است . این فروشگاه ها که نماد پیشرفت شهری اند، چرا باید مورد نقد قرار گیرند ؟! اما اگر به مرگ فروشنده ی کوچک در اوضاع وخیم کنونی بیاندیشیم ، آن گاه در می یابیم باید با آگاهی بیشتری به ماجرا توجه کنیم و این هم یک بیماری است نظیر همان قاچاق که تأثیری مخرب در بر دارد .پس عمیق تر به  موضوع بیاندیشیم


اخبار مرتبط

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کليه حقوق اين سايت متعلق به خبرگزاری مرداد نیوز بوده و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلا مانع است.
بالا